محمد علی گلستانی

 مهندس محمد علی گلستانی پدر صنعت روتومولدینگ ایران

افشین علیزاد منیر: روتومولدینگ یکی از فرآیندهای شکل دهی مواد پلاستیکی به شکل تو خالی ست. مخازن بزرگ آب نمونه یی ساده از محصولات این صنعت است. محمد علی گلستانی اولین سازنده ماشین آلات این صنعت در ایران و اولین کسی است که در سال های اخیر در حوزه بهبود و توسعه ماسین آلات این صنعت در ایران تلاش کرده است.

نزد مهندس محمد علی گلستانی رفتیم تا به عنوان پدر صنعت روتومولدینگ ایران با او گفت و گو کنیم.

گفت و گو با مهندس محمد علی گلستانی، پدر روتومولدینگ ایران به قدری دلنشین بود که حیفم آمد با سووالاتم داستان زندگی مردی از دیار دریا را مخدوش سازم. مهندس محمد علی گلستانی داستان زندگی خود را در این گفت و گو بیان می کند که ساده و صادقانه ست.

مهندس محمد علی گلستانی هم اکنون مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت مجتمع پلاستیک طبرستان است. شرکتی که با بیش از 130 نمایندگی فروش در کشور رکوردی دست نیافتنی را در صنعت پلاستیک بر جای گذاشته است. 130 نمایندگی در اقصا نقاط ایران محصولات منحصر به فرد مجتمع پلاستیک طبرستان را به مشتریان عرضه می کنند.

سایت شرکت مجتمع پلاستیک طبرستان www.tpciran.ir


ابتدا این توضیح را بدهم که دفتر مجلات صنعت پلاستیک ایران در تهران واقع است و کمتر از آنچه در شهرستان ها می گذرد، به خوانندگان خود گزارش می دهند اما ما به اینجا (ساری) آمده ایم که بیشتر با شما آشنا شویم. بی تردید شما پدر صنعت روتومولدینگ در ایران هستید، برای خوانندگانی که هنوز شما را نمی شناسند، خود را معرفی کنید؟

در ابتدا این را بگویم که مازندران مهد صنعت روتومولدینگ ایران است. قبل از انقلاب، دبیر هنرستان فنی بودم. بعدها به دلیل علاقه به صنعت، از هنرستان خارج و وارد فعالیت صنعتی و ساختمانی شدم.

دو سال در حوزه صنعت ساختمان فعال بودم تا اینکه به صورت کاملا اتفاقی یک آگهی استخدام در روزنامه ای دیدم. کارخانه یی در ساری که تا آن رمان حتی اسم آن را نشنیده بودم به دنبال فردی به عنوان مدیر کارخانه می گشت.

بعد از سال ها سفر و فعالیت در شهرهای دیگر احساس خستگی می کردم و از آنجایی که محل کار این شرکت شهر محل زندگی من بود علاقه مند شدم کار خود را در آنجا شروع کنم. نام این شرکت نکا پلاستیک بود.

کارخانه کوچکی بود که جمع کارکنان آن به 35 نفر می رسید. به این ترتیب در سال 66 کار خود را در آنجا شروع کردم. تنها خط تولید قطعات پلاستیکی به روش روتومولدینگ در ایران در آن کارخانه با ظرفیت تولید 300 تن در سال فعال بود. محصولات این کارخانه شامل چند نوع مخزن جهت نگهداری مواد غذایی و فراورده های شیمیایی و وان های آبکاری جهت مصارف صنعتی بودند. در واقع این خط تولید در ایران کاملا منحصر به فرد بود. این کارخانه در سال 1356 توسط مدیر کل وقت اداره کل کشاورزی مازندران در ساری راه اندازی شده بود. خط تولید این کارخانه را از نروژ وارد کرده بودند.

اسم اولیه این شرکت ایران سیپاکس بود و بعد از انقلاب به نکاپلاستیک تغییر نام داده و زیر نظر بانک صنعت و معدن قرار گرفته بود. وقتی در سال 1366 مدیر کارخانه این شرکت شدم همچنان تحت پوشش بانک صنعت و معدن بود.

این کارخانه تولیدات محدودی داشت. در ابتدا احساس کردم این کارخانه برایم خیلی کوچک است و به دنبال این بودم که کار را رها کنم و سراغ فعالیت پیچیده تری بروم. اما هر چه زمان می گذشت و من بیشتر با این صنعت آشنا می شدم بیشتر مجذوب زیبایی های آن می شدم.

پس از دو سال که سر و شکل ظاهر تازه یی به کارخانه دادم، مدیر عامل وقت شرکت، جناب آقای لواسانی که من همیشه دعاگوی او هستم و از او تشکر می کنم به من پیشنهاد دادند که یک ماشین تولید برای این شرکت بسازم. من تجربه زیادی در امر ماشین سازی نداشتم. اما حس می کردم که می توانم از پس این کار برآیم. در نهایت با امکاناتی که آقای لواسانی در اختیار من قرار دادند این ماشین ساخته شد و در 22 بهمن سال 71 خط تولید دوم شرکت در حضور نمایندگان مجلس استان مازنداران راه اندازی شد.

چند سالتان بود؟

متولد 1330 هستم. آن زمان 41 سالم بود.

چه طور این ماشین را ساختید؟

اول نقشه های ساخت را تهیه کردیم. کوره ماشینی که از نروژ وارد کرده بودند، علی رغم اینکه انرژی فسیلی در ایران ارزان بود، دارای سیستم حرارتی برقی بود. توان مصرفی این سیسنم در حدود 600 کیلو وات بود. ما هم آن زمان ماشین را با سیستم حرارتی الکتریکی (المنت های حرارتی) ساختیم. آقای مهندس امینی یکتا هم مشاور تاسیسات الکتریکی ما بودند. 

گیربکس های آن را در ایران پیدا نکردیم. تغییراتی در سیستم انتقال قدرت دادیم و از امکانات موجود در بازار ایران در ساخت این ماشین استفاده کردیم. هیچ کدام از اجزای این ماشین را وارد نکردیم. در هر حال با حمایت های آقای لواسانی این کار انجام شد و ماشین را ساختیم.

آقای لواسانی در مراسم افتتاحیه از من خیلی تعریف و تمجید کردند. این تمجیدها کار دست ما داد. در آن مقطع زمانی مشکلاتی برای من بوجود آمد که منجر به شورش در کارخانه شد. برخی از کارگران می گفتند نه مدیرعامل می خواهیم و نه مدیر کارخانه را . این اتفاقات باعث شد از کار استعفا دهم و از کارخانه بیرون بیایم. فروردین 72 بود. آقای لواسانی خیلی تلاش کردند که من برگردم ولی قبول نکردم و گفتم حرمت ها لگدمال شده است.

پس آقای لواسانی ماند و شما بیرون آمدید؟

بله، آن زمان شرکت ایران پاش مشتری ما بود. مدیر آنجا آقای میرزاده بودند. ایشان تولیدکننده ماشین آلات سم پاش بود. ایشان من را از طریق دوستان پیدا کرد و چون می دانستند که من یک ماشین روتومولدینگ ساخته ام از من خواستند که یک ماشین هم برای آن ها بسازم.  

من هم چون بیکار بودم، قبول کردم. رفتم ارومیه و مثل استادکار مشغول به کار شدم. کاملا تنها بودم و هیچکس به عنوان همکار در کنارم نبود.

نقشه ها را به صورت مدادی داشتم. همان موقع یک کار ساختمانی هم در ساری داشتم. 15 روز را ارومیه و 15 روز را در ساری بودم.

چیزی حدود 10 ماه طول کشید این ماشین را مونتاژ کردم. همان روز اول به او (آقای  میرزاده) گفتم یاید بک مگاوات برق تامین کنید. وقتی برای تامین برق مراجعه کرد متوجه شد بیش از هزینه ماشین باید هزینه تامین برق بپردازد. این بود که این پروژه متوقف شد. همزمان یک پروژه نصب و راه اندازی یک ماشین بلومولدینگ بزرگ را در تهران گرفته بودم که برایم درآمد ایجاد کند.

این را توجه داشته باشید که همزمان سه پروژه را اداره می کردم. یک پروژه ساختمانی در ساری، یک پروژه ساخت ماشین در ارومیه و یک پروژه ساخت ماشین بلومولدینگ در تهران.

پروژه های ساختمانی و نصب ماشین بلومولدینگ که تمام شد باز هم یک آگهی کار در روزنامه دیدم. اسفند 1372 بود. کارخانه یی به نام تفلون شمال که متاسفانه در حال حاضر تعطیل است به دنبال یک مهندس مکانیک جهت مدیریت خط تولید بود. این شرکت ظروف تفلون خانگی تولید می کرد. مدیران شرکت به شدت علاقه مند بودند که حجم تولیدشان افزایش پیدا کند که خوشبختانه توانستیم با ایجاد بهبود در برخی سیستم ها و روش ها این امر را محقق کنیم. سیستم حرارتی ماشین آلات این کارخانه سیستم هوای داغ بود و با سوخت گازوئیل کار می کرد. با دیدن این سیستم پیش بینی کردم که می توانم یک محفظه حرارتی با سوخت فسیلی در ماشین های قالب گیری دورانی تعبیه کنم. البته 20، 30 درصد فکر می کردم که این ایده محقق شود.

به هرحال این سیستم را برای شرکت ایران پاش طراحی کردم و ساختم. خوشبختانه این طرح با موفقیت اجرا شد و کاملا نتیجه بخش بود. اگر چه این طرح بسیار ابتدایی بود زمینه ساز تحول بزرگی در صنعت روتومولدینگ در ایران شد. به این ترتیب دومین کارخانه تولید قطعات پلاستیکی به روش قالب گیری دورانی در ایران شروع به کار کرد.

تا اسفند سال 1373 در شرکت تفلون شمال ماندم. در آن زمان شرکت نکاپلاستیک به بخش خصوص واگذار شد و من مجددا به دعوت آقای لواسانی به نکا پلاستیک برگشتم. انگیزه اصلی من در این بازگشت علاقه قلبی عمیق به مدیرعامل وقت آقای لواسانی بود.

من در واقع به علت توانایی هایی که با حمایت های او آنها را به دست آورده بودم. خود را مدیون او می دانستم. به آقای لواسانی گفتم تا شما باشید من هم در کنار شما خواهم بود. او تصمیم داشت چند خط دیگر در ایران به شکل شعبه در ایران راه اندازی کند و از من خواست که ساخت دو ماشین روتومولدینگ را شروع کنم. به این ترتیب مدیر بخش طراح های توسعه شرکت شدم.

حدود شش ماه نگذشته بود که آقای لواسانی و هیات مدیره دچار اختلافات جدی شدند و ایشان شرکت را ترک کردند و هیات مدیره، مدیرعامل دیگری را برای اداره شرکت انتخاب کردند. در این زمان عمده فعالیت های مربوط به ساخت یک ماشین به جز سیستم حرارتی آن انجام شده بود.

بعد از گذشت چند ماه نامه یی از مدیرعامل جدید به دستم رسید. در آن نامه از من خواسته شده بود که پروژه ساخت ماشین را متوقف کنم و مجددا با عنوان مدیر تولید در کارخانه مشغول به کار شوم. من هم پذیرفتم و شروع به ساماندهی خطوط تولید روتومولدینگ و بلومولدینگ کارخانه کردم.

کمتر از یک سال بعد از من درخواست شد که پروژه ساخت ماشین را ادامه دهم. من هم با شرایطی پذیرفتم. اما به دلیل عدم توافق ادامه ندادم و بعد از پایان قرارداد شرکت را ترک کردم. بعدها شنیدم که آنها در نهایت نتوانستند سیستم حرارتی ماشین را با گازوئیل راه اندازی کنند و به ناچار آن کوره هم با المنت های حرارتی راه اندازی شد. پس از خروج از آن جا به اتفاق برخی دوستان که شرکای فعلی ما هستند شرکت مجتمع پلاستیک طبرستان را ثبت کردیم.

من از اردیبهشت 1376 کار ساخت کارخانه و خط تولید را شروع کردم و در سال 1377 هم این کارخانه که همان سایت شماره فعلی یک مجتمع است راه اندازی شد.

این شرکا در این کار بودند یا سرمایه گذارند؟

به عنوان سرمایه گذار بودند. این دوستان صنعتگران قدیمی و بسیار خوبی هستند و به گروه فولاد طبرستان معروف هستند.

خودتان فکر می کنید چه جور کاراکتری دارید؟

واقیعیت این است که من آدمی هستم که نمی توانم حتی در یک مدت کوتاه، ساکت و ساکن بمانم.

پدر و مادر پول داری داشتید؟

نه، پدر و مادرم کشاورز بودند.

تحصیلات؟

لیسانس مکانیک از دانشگاه صنعتی امیرکبیر.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top

خرید سی سی کمخرید سی سی کمخرید سی سی کم