طبق آمار و گزارش‌هاي رسمي صنايع پتروشيمي در دهه اخير رشد زيادي در ايران داشته است به طوريکه توليد محصولات پتروشيمي از 18ميليون تن در سال 85 به بيش از 50/6 ميليون تن در سال 95 رسيد.

 

 

 

 

پایگاه خبری پلیمر و بسته بندی (www.ppna.ir): طبق آمار و گزارش‌هاي رسمي صنايع پتروشيمي در دهه اخير رشد زيادي در ايران داشته است به طوريکه توليد محصولات پتروشيمي از 18ميليون تن در سال 85 به بيش از 50/6 ميليون تن در سال 95 رسيد.

همچنين صادرات اين محصولات افزايش قابل توجهي داشته است. اما سوال اينجاست که چرا اين رشد چشمگير، تغيير اساسي در وضعيت اشتغال و بهبود وضع اقتصادي ايجاد نکرده است؟ دولت و بخش خصوصي با استفاده از منابع ملي سرمايه‌گذاري‌هاي کلان نمودند تا اين مجتمع‌هاي عظيم پتروشيمي احداث شود و توليد افزايش يابد ولي اثرات اقتصادي آن به طور ملموس و محسوس در جامعه احساس نمي‌شود. چرا اثرات اقتصادي مثل ايجاد بيش از 100هزار شغل پايدار در ازاي افزايش يك ميليون تن توليد محصولات پتروشيمي (طبق پيش‌بيني کارشناسان) محقق نشده است؟

 مشکل اصلي: ناديده گرفتن صنايع پايين دستي

 اشکال کار در اين است که حجم وسيعي از محصولات پتروشيمي به صورت خام و به شکل اوليه آن صادر مي‌شود. حدود 90 درصد از صادرات ايران را نفت و مواد اوليه و خام ازجمله محصولات پتروشيمي تشکيل مي‌دهد. و بخش زيادي از واردات صرف کالاهاي نهايي مصرفي مي‌شود.[3] ايران عمده محصولات صنايع تکميلي پتروشيمي را از کشورهايي همچون امارات متحده، کره جنوبي و چين وارد مي‌کند اين در حالي‌ است که اغلب اين کشورها واردکننده محصولات اوليه پتروشيمي از ايران هستند. در واقع ما ماده‌اي را با سرمايه‌گذاري سنگين توليد مي‌کنيم، ارزان صادر مي کنيم و تبديل شده‌ آن ماده به کالاي مصرفي را با ارزش بالاتر از همان کشورها وارد مي کنيم.

 نکته قابل توجه اين است که سهم صنعت پتروشيمي از اشتغال حدود 1/2 درصد از اشتغال صنعتي کشور است در حاليکه صنايع کوچک و متوسط که خيلي هم به چشم نمي‌آيند 75 درصد در اشتغال صنعتي کشور سهم دارند. و اگر محصولات پتروشيمي را که با گاز ارزان و يارانه‌اي توليد مي‌شود را به جاي صادرات در همان شکل اوليه، در صنايع متوسط و کوچک مرحله به مرحله فرآوري شود تا به کالاي نهايي مصرفي تبديل شود، در هر مرحله به ارزش قيمتي آن ماده افزوده مي‌شود و به بيش ‌از 3-4 برابر حالت اول مي‌رسد و ضمن آن هزاران و بلکه ميليون‌ها شغل ايجاد خواهد شد. صادرات پتروشيمي توأم با ايجاد تنگنا بر روي تامين مواد اوليه صنايع اشتغالزاي پايين دستي و بسياري اوقات گرانفروشي به آنها و از سوي ديگر ارزان فروشي صادراتي است. اتکا به صادرات مواد خام و اوليه، در اصل صادرات ارزش افزوده (درآمد اقتصادي ملي) و شغلها مي باشد. اساسا عنوان صنايع مادر از اين رو به صنايع بالادستي مانند پتروشيمي و فولاد اطلاق مي شود که اين صنايع بايد پشتيبان صنايع پايين دستي داخلي باشند،‌ اما با توجه به وضعيت کنوني به نظر مي رسد اين صنايع وظيفه مادري صنايع پايين دستي کشورهاي ديگر را بر عهده گرفته اند.

 سياست گذاران کشور روي بخش سرمايه‌بر، مخرب محيط‌ زيست و دير بازده و کم بازده سرمايه گذري زيادي کرده‌اند ولي به زنجيره تکميلي توليد و صنايع پايين دستي و کالاهاي مصرفي که نياز به سرمايه کمتري دارد، سازگاري بيشتري با محيط‌ زيست دارد، زود بازده است و داراي ارزش افزوده بسيار بالاتر (حداقل 3 برابر) اهميتي نداده‌اند و فکري نکرده‌اند

همه مي‌دانيم که براي ايجاد صنايع پتروشيمي نياز به سرمايه‌گذاري‌هاي داخلي و خارجي سنگين است. از سوي ديگر اين صنايع آلودگي زيادي دارند و از نظر محيط زيستي هزينه‌هاي اجتماعي در پي دارد. همچنين ديربازده و کم بازده هستند. سياستگذاران کشور روي بخش سرمايه‌بر، مخرب محيط‌ زيست و دير بازده و کم بازده سرمايه گذري زيادي کرده‌اند ولي به زنجيره تکميلي توليد و صنايع پايين دستي و کالاهاي مصرفي که نياز به سرمايه کمتري دارد، سازگاري بيشتري با محيط‌ زيست دارد، زود بازده است و داراي ارزش افزوده بسيار بالاتر (حداقل 3 برابر) اهميتي نداده‌اند و فکري نکرده‌اند. در مواقع هزينه زيادي کشور داده ولي به دليل اينکه فقط به زنجيره اول توليد محصولات يعني تهيه مواد اوليه پرداخته، به اندازه هزينه‌ها ، منفعت کسب نکرده. که اين کار از منظر اقتصادي عاقلانه نيست.

 جمع بندي و دلالت سياستي

 دولت و سياستگذاران بخش‌هاي اقتصادي بايد توليدات پتروشيمي را به صورت يک زنجيره بهم پيوسته درک کنند و طراحي کنند که فرآورده‌هاي اوليه پتروشيمي با طي مراحل صنعتي به کالاي مصرفي با ارزش افزوده بالا تبديل شود. و ضمن در نظر گرفتن مشوق‌هايي براي بخش خصوصي آن‌ها را به سمت تشکيل شرکت‌هاي دانش‌بنيان مرتبط با فرآورده‌هاي پتروشيمي سوق دهد. که اين شرکت‌هاي دانش‌بنيان با به کارگيري فناوري‌هاي نوين و ابداعات جديد کالاهايي که در آن‌ها مزيت نسبي داريم (کالاهايي که صادرات آن‌ها براي کشور سود بيشتري دارد و توانايي رقابت در مقياس جهاني دارند)  توليد کنند. اگر چنين اتفاقي رخ دهد، بحران اشتغال تا حدودي فروکش مي‌کند و فصلي نو در اقتصاد ملي و تجارت‌خارجي رخ خواهد داد.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top