رنگ پلاست نماینده شرکت لونافام

 

 

نسترن خلیلی مسوول دبیرخانه نمایشگاه ایران پلاست در دوره های نهم، دهم و یازدهم بوده است. بسیاری از فعالان صنایع پلاستیک به واسطه حضور ایشان در دبیرخانه نمایشگاه در این سه دوره با ایشان آشنایی کاملی دارند.

 

پایگاه خبری پلیمر و بسته بندی – پپنا (www.ppna.ir): نسترن خلیلی مسوول دبیرخانه نمایشگاه ایران پلاست در دوره های نهم، دهم و یازدهم بوده است. بسیاری از فعالان صنایع پلاستیک به واسطه حضور ایشان در دبیرخانه نمایشگاه در این سه دوره با ایشان آشنایی کاملی دارند.

نسترن خلیلی چهره اش مانند حزین، زنوزی، جشنی، مقاره و خلج رسانه ای نشده اما ما فعالان صنایع پلاستیک به خوبی با ایشان به واسطه خلقیات منحصر به فردش آشنا هستیم که مشخصه ی بارز آن صراحت کلام بوده است.

گفت و گوی بلندی با ایشان انجام داده ایم که در ادامه می خوانید. نسترن خلیلی این روزها دور از هیاهو های معمول نمایشگاه ایران پلاست کارهای تبلیغاتی و نمایشگاهی انجام می دهد.

 

به نظرم یکی از نقاط قوت ایران پلاست ثبات مدیریتی آن بوده است. شرکت ملی صنایع پتروشیمی در همه ادوار صاحب مجوز برگزاری نمایشگاه بوده است. شاید اگر صنایع پایین دست صاحب برگزاری این رویداد بودند با توجه به تفاوت نگاه ها در هیات های مدیره مختلف چیزی از ایران پلاست باقی نمی ماند. شما این موضوع را قبول دارید؟

بله کاملا قبول دارم. من در برگزاری سه دوره از نمایشگاه ایران پلاست ( در مدت چهار سال ) دخیل بودم.

اتفاقاتی است که در مورد عناوین دیگر نمایشگاهی هم می افتاد، نمایشگاه هایی که خصوصی یا نیمه خصوصی اند رو به افول هستند.

نه اینکه چون بخش خصوصی هستند موفق نیستند. بالاخره دولتی ها ابزارهایی در اختیار دارند. به بدنه دولت وصل بودن کمک می کند تا اگر مشکلی برای نمایشگاه پیش بیاید به دلیل روابط دولتی آن مشکلات را برطرف کنند.

مثلا یادم هست برای دعوت از تجار خارجی کاملا در ارتباط با وزارت امور خارجه بودیم. بخش خصوصی شاید به این سهولت نتواند با وزارت امور خارجه ارتباط برقرار کند.

بخش دولتی احتمالا ثبات بیشتری دارد.

دولتی بودن مشکلات خاص خود را هم دارد. بخش دولتی چابکی بخش خصوصی را ندارد. قوانین دست و پا گیر در بخش خصوصی قابل حل و فصل است اما پایبندی به قوانین نزد دولتمردان لازم است و اگر قوانین را رعایت نکنند برایشان مشکل ایجاد می شود.

اینکه نمایشگاه ایران پلاست در طول این سال ها که حالا به سیزدهمین دوره خود رسیده است توانسته حیات خود را حفظ کند همین وابستگی به دولت بوده است. خصوصا در سال های اول که نمایشگاه هیچ گونه درآمدزایی هم نداشته است. اگر حمایت های مهندس نعمت زاده و دولت نبود نمایشگاه ایران پلاست شکل نمی گرفت.

حرف شما درست است اگر نمایشگاه دست بخش خصوصی بود تا حالا از بین می رفت.

 

در دوره های مدیریتی نمایشگاه ما شاهد مدیریت آقای حزین، زنوزی، جشنی، دوباره زنوزی و خلج بوده ایم.

یک سال هم آقای مقاره شد.

 

موقعی که آقای مقاره مدیر نمایشگاه بود آقای خلج رییس روابط عمومی شد.

آن سال آقای خلج خیلی دیر به روابط روابط عمومی ملحق شدند. بگذارید توضیح بدهم...

 

قبل از اینکه به آن مقطع برسیم می توانم بپرسم شما چگونه وارد سیستم نمایشگاه ایران پلاست شدید؟

من بهمن ماه 92 وارد شرکت ملی صنایع پتروشیمی شدم.

 

یعنی به عنوان کارمند شرکت ملی صنایع پتروشیمی؟

اول قرار بود قسمت دیگری مشغول کار شوم. به خواست آقای زنوزی در بخش دبیرخانه نمایشگاه فعال شدم. دولت تازه مستقر شده بود و ایشان چند ماهی بود که مدیر روابط عمومی شرکت ملی صنایع پتروشیمی شده بودند. آشنایی از قبل با هم داشتیم.

 

شما از وزارت صنعت آمدید؟

خیر، بخش خصوصی بودم.

 

مسوولیتی در دفتر آقای نعمت زاده داشتید؟

بله ولی ربطی به این موضوع نداشت. در بخش خصوصی در دفتر آقای نعمت زاده مشغول به کار بودم.

 

در شرکت نپکو؟

بله. آن زمان اسمش نپکو بود. دیگر اینکه آن شرکت فعال هست یا نه نمی دانم.

 

بعد از پیروزی دکتر روحانی، آقای زنوزی مدتی در روابط عمومی وزارت صنعت مشغول به کار شد.

نه، آشنایی من با آقای زنوزی به قبل از این ماجرا برمی گردد. ربطی به وزارت صنعت نداشت. درست می گویید آقای زنوزی در همان سال 92 چند ماهی در وزارت صنعت بود. پیشنهاد شد به پتروشیمی برگردند که برگشتند.

چند ماه بعد از برگشتن ایشان به پتروشیمی ایشان به من پیشنهاد همکاری دادند. پیبشنهاد دادند در دبیرخانه نمایشگاه ایران پلاست فعالیت کنم و من پذیرفتم.

کار اجرایی بود و من واقعا کار اجرایی را دوست داشتم.

 

سابقه کار نمایشگاهی نداشتید؟

خیر. نمایشگاه های زیادی شرکت کرده بودم اما اینکه خودم در برگزاری نمایشگاه سهیم باشم نه سابقه ای نداشتم.

 

چه مسوولیتی در زمان آقای زنوزی گرفتید؟

مسوولیت دبیر خانه ایران پلاست.

دبیرخانه ایران پلاست هنوز شکل نگرفته بود.

 

یعنی از اول در ساختمان شیخ بهایی نبودید؟

چرا آنجا بودم. دو سال، دو سال و نیم آنجا بودیم. به خاطر اینکه رفت و آمد داشتیم. مشتریان نمایشگاه می خواستند آنجا بیایند و آنجا یک محیط دولتی بود و رفت و آمد در آن خیلی راحت نبود . نتیجتا به خیابان  وزرا آمدیم.

 

سال 92 نمایشگاه نداشتیم.

سال 91 را آقای جشنی برگزار کرده بود. سال 93 نهمین دوره نمایشگاه ایران پلاست برگزار شد. آقای حزین و خانم کمیلی هم به عنوان مشاور در کنار نمایشگاه بودند. قرار بود نمایشگاه در مهرماه 93 برگزار شود.

موقعی که من به تیم اضافه شدم اواخر بهمن 92 بود. مشکلات زیادی داشتیم. حرفی از برجام نبود. دولت تازه کار خود را آغاز کرده بود. مدیران تغییر پیدا کرده بودند. قیمت های نمایشگاه مشخص نبود و ...

این را بگویم که آقای زنوزی قبلا 4 دوره نمایشگاه را برگزار کرده بود. یعنی یک سابقه 4 ساله مدیریتی در ایران پلاست داشت. بعد هم آقای جشنی آمد. در زمان آقای جشنی هم کمک کرده بودند ولی سمتی نداشتند.

ایشان کاملا بر نمایشگاه مسلط بود. از طرفی شما راهنمایی های آقای حزین و خانم کمیلی را نمی توانید نادیده بگیرید.

 

البته یادم هست با مدیریت آقای زنوزی و خروج آقای حزین، آنها ابتدا کمی حالت مخالف گرفتند و کیش پلاست را راه انداختند که یک دوره بیشتر هم دوام نداشت؟

نه اصلا اینطور نیست. همان زمان یادم هست از آقای زنوزی پرسیدم این پلاست های مشابه چرا به وجود آمد؟ ایشان فرمودند وقتی نمایشگاه تقریبا رونق گرفت این ایده به وجود آمد که شاید بتوان در شهرستان ها هم نمایشگاه پلاست را برگزار کرد.

آقای نعمت زاده خیلی موافق برگزاری نمایشگاه های استانی بود و تاکید داشتند اجازه دهید این نمایشگاه ها برگزار شود چون به رونق صنعت کمک می کند. آن موقع pcc (شرکت بازرگانی پتروشیمی) را موظف کرد که در تمامی این نمایشگاه ها حضور داشته باشند.

 

چه زمانی آقای نعمت زاده این دستور را دادند؟

زمانی که مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی بودند. این را من از خانم کمیلی هم شنیدم.

 

من هم نمی گویم نمایشگاه استانی بد است. منظورم این است که آقای حزین از کنار گذاشته شدن از ایران پلاست دلخور شدند؟

خیر. اصلا. مسوولیت نداشتند ولی کمک می کردند. خود آقای زنوزی هم وقتی آقای جشنی یک دوره نمایشگاه را برگزار کرد در برگزاری نمایشگاه به ایشان کمک کرد.

 

برگردیم سال 92 که آقای شعری مقدم مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی شده بود. آقای زنوزی هم مدیر روابط عمومی پتروشیمی شدند. ایشان هم شما را دعوت به کار کردند. آشنایی شما با آقای زنوزی از کجا بود؟

از خیلی قبل تر.

 

یعنی در دستگاه آقای نعمت زاده؟

بله. طبیعتا همه ما که با هم آشنا شده بودیم از طریق ایشان بود.

 

یک بنده خدایی می گفت آقای زنوزی حرف هیچ کس جز خانم خلیلی را گوش نمی کند.

نه. آقای زنوزی خیلی آدم خوش فکر و منطقی بود. بر خلاف اینکه بعضی ها خیلی دوست داشتند برچسب دیکتاتوری را بر ایشان بچسبانند اما ایشان اینگونه نبود. من بارها دیده بودم همکاران ایشان نظری می دادند که برخلاف دیدگاه ایشان بود ولی واقعا حرف منطقی را می پذیرفت. اصلا آدم دگمی نبود.

من اعتراف می کنم که ایشان بسیار خوشفکر بود. به خاطر اینکه نمایشگاه را خوب می شناخت. چندین دوره نمایشگاه را برگزار کرده بود. مشتریان ایران پلاست 90 درصد ثابت هستند. روی مشتریان ایران پلاست شناخت داشت.

خواسته های آنان را می دانست. از آن دست آدم هایی بود که وقتی مشکلی پیش می آمد راه حل های متنوعی به ذهنش می رسید. من کمتر در مدیران دولتی این خصوصیت را دیده ام.

من زمانی که به دبیرخانه نمایشگاه رفتم چند کمد زونکن دریافت کردم که بدانم در دوره های گذشته ایران پلاست چه اتفاقاتی است.

یک گزارشی از عملکرد آقای جشنی بود که الان آن گزارش برای خودم جالب است.

 

آقای جشنی هم در دوره ای ایران پلاست را برگزار کردند که تحریم ها خیلی شدید بود؟

بله. خیلی شدید بود.

 

غرب نمایشگاه آن سال به ایران پلاست واگذار نشد و ایران پلاست به شرق نمایشگاه رفت؟

بله. می دانم نمایشگاه قوی نبود.

 

البته آقای جشنی سفری به مکه داشت و مسوولیت را به روح اله کیانی سپرد. آقای شالباف هم مدیر اجرایی نمایشگاه بود.

این را من نمی دانستم.

 

پس چه دفترچه ای را تورق کرده اید؟

من کاری ندارم چه کسی بوده و چه کاری انجام داده است. نتایج مهم است. هر نمایشگاهی سه جزء اصلی دارد. کسی که برگزار کرده، کسی که در آن مشارکت دارد و کسی که از آن بازدید می کند.

زمانی می توانید بگویید یک نمایشگاه موفق بود که هر سه قسمت درست عمل کرده باشند.

وقتی کارمان را با آقای زنوزی آغاز کردیم به نظرمان بخش بین المللی نمایشگاه ضعیف بود. این را باز تاکید می کنم من از کسانی که نمایشگاه را برگزار کردند هیچ تصوری ندارم. قضاوتی هم ندارم.

در آن زمان تقریبا 1100 تا 1050 متر مربع فضای اختصاص یافته به خارجی ها بود. (سال 91) 58 شرکت خارجی آمده بودند. حدود 50 شرکت هم چینی بودند. یعنی به غیر از چینی ها 7.8 شرکت بیشتر نیامده بودند.

بعضا آن 7. 8 شرکت هم احتمالا نمایندگی بودند. یعنی آمار خیلی خوبی نبود.

آقای زنوزی با اطلاعاتی که از بازاریابان نمایشگاهی داشتند آن را در اختیار من قرار دادند و با آنها مکاتبه کردم. نتیجه گرفتیم.

با متراژهای کوچکی کار خودمان را آغاز کردیم. ما از اطلاعات نمایشگاهی سال قبل استفاده کردیم.

مثلا یادم هست پلاستیک سازی خوزستان خودش تماس گرفت و گفت چون این تیم را دوست دارم خودم می خواهم اسپانسر شوم. اسپانسر شد.

 

100 میلیون تومان داد.

ده میلیون هم تخفیف گرفتند.

نمایشگاه تقریبا رونق گرفت. یعنی نمایشگاه با آن شکلی که در سال 91 برگزار شده بود و همچنان تحریم ها ادامه داشت ما توانستیم نمایشگاه را به نقطه قابل قبولی برسانیم.

در زمان آقای زنوزی نمایشگاه درست تبلیغ شد. سالن های نمایشگاه زیاد شد. دو وزیر برای افتتاحیه آمدند. افتتاحیه واقعا شلوغ بود.

 

چند متر خارجی فروختید

در نهمین دوره ایران پلاست، سالن 38 تقریبا پر شده بود. 3250 متر فروخته شد. تقریبا 250 شرکت خارجی در نمایشگاه حضور داشتند. مثلا آقای ورزیده کار حدود 7 ، 8 شرکت را آوردند که نمایندگی آنها را داشتند. ما دو سه همایش خیلی خوب هم برگزار کردیم.

یادم هست آقای زنوزی یک اتوبوس هماهنگ کرده بودند تا دانشجویان پلیمر امیرکبیر را برای بازدید به نمایشگاه بیاورند.

از این دست ایده های خوب زیاد داشتند.

 

ارتباط با صنایع پایین دست چگونه بود؟

آقای زنوزی خیلی ارتباط خوبی داشتند. انجمن ها حضور فعالی داشتند. شما می دانید در صنایع پایین دستی اختلاف نظر در بین تشکل ها هم زیاد داریم. ایشان سعی کردند در نمایشگاه همه گروه ها نقش داشته باشند.

شاید گفتن این حرف درست نباشد اما گاهی وقتی اظهار نظری خواسته می شود برخی تصور می کنند می توانند در هر موضوعی نظر بدهند.

مثال می زنم. می گفتند رنگ موکت این باشد در صورتیکه مشارکت کننده باید فضا برایش فراهم باشد تا به بیزینس خودش برسد.

من یادم هست با یکسری از دوستان جلسه گذاشتیم. گفتیم نظرات خود را بفرمایید. شاید باور نکنید می گفتند برای رفع شلوغی یک پل از فلان جا به سمت نمایشگاه بزنید. انتظار داشتند در کار شهرداری هم دخالت کنیم.

 

چه کسی این را مطرح کرد؟

یادم نمی آید ولی مطرح شد. مثلا می گفتند جدول ها را رنگ بزنید. برخی توجه نمی کردند که برگزار کننده اختیارات محدودی دارد.

 

در دوره آقای جشنی (هشتمین دوره ایران پلاست) کارهایی انجام شد که همانجا به خاک سپرده شد. مثل نظام نامه و شورای سیاست گذاری. البته بنده خودم نه به آن نظام نامه اعتقادی دارم نه به آن شکل شورای سیاست گذاری. اما یکی از مطالبات در دوره ی آقای مقاره بود.

من آن دوره نبودم. مفاد آن را نمی دانم. آن نظام نامه را هم ندیدم.

 

آهان پس برای پتروشیمی اصلا اهمیتی نداشت.

ببینید وقتی است که مشارکت کننده خواسته های خود را مطرح می کند. آن زمان بحث دیگری است. اما اینکه مشارکت کننده بگوید مجری را اینطوری انتخاب کنید. این کار را اینطوری انجام دهید آن کار را اونطوری انجام دهید در صلاحیت هیچ نظام نامه و مشارکت کننده ای نیست.

 

نمایشگاه در آن دوره سود آور بود؟ ( دوره نهم)

بله. برخلاف اینکه می گفتند تراز نمایشگاه همیش منفی است آن دوره مثبت بود. خیلی خوب مانده بود. آقای زنوزی درست خرج کرد. شاید حدود 500 میلیون تومان. این عدد برای سال بعد ماند.

 

به سال 95 برسیم. سالی که ایران پلاست حواشی بسیاری داشت. زنوزی از ایران رفت. مقاره مسوول نمایشگاه شد. تاریخ نمایشگاه به فروردین افتاد...

زمانی که آقای زنوزی مدیر نمایشگاه بودند. یک امضایی از آقای نعمت زاده گرفته بودند که در سال 93 ، 95 و 97 نمایشگاه در سوم تا پنجم مهرماه برگزار شود.

نمایشگاه در سال 93 رشد خیلی خوبی پیدا کرده بود. فکر کردیم که اگر قرار است در سال 95 هم نمایشگاه در تاریخ مهرماه برگزار شود به دلیل فاصله دو سه هفته ای با نمایشگاه k ممکن است نمایشگاه آسیب ببیند.

یک نامه ای به شرکت سهامی نمایشگاه ها نوشته شد که نمایشگاه در خرداد برگزار شود.

 

آن نامه ی سه ساله را چه کسی درخواست داده بود؟

آقای زنوزی.

 

خودش هم عوض کرد؟

خودشان به دلیل این تداخل درخواست کرده بودند این یک دوره تغییر کند. نمایشگاه ایران پلاست سه چهار ماه فاصله منطقی از نمایشگاه k داشته باشد. نامه به شرکت سهامی نمایشگاه ها ارسال شد.

7.8 ماهی جواب نامه را نگرفتیم. به زمان نمایشگاه نزدیک شده بودیم. در نهایت شرکت سهامی نمایشگاه ها گفت در آن مقطع نمایشگاه های مهمی دارم. ما خواستیم آخر اردیبهشت بیاندازیم. باز نشد. هی رفت و آمد تا اینکه گفتند ما می توانیم آخر فروردین به شما زمان برگزاری ایران پلاست را بدهیم.

بارها بحث و گفت و گو کردیم اما تاریخ آنها تغییری نکرد.

دو راه داشتیم مهرماه می ماند اما بخش خارجی را از دست می دادیم.

 

در این نامه نگاری ها چقدر سطوح بالاتر از آقای زنوزی در کار نمایشگاه دخیل هستند؟

نامه اول توسط آقای زنوزی امضا شد و به آقای اسفهبدی دادیم. ایشان هم گفتند باشه من بررسی می کنم. بعدا آقای شعری مقدم هم تلاش کردند. یادم نیست البته نامه ای به امضای ایشان هم رفت یا نه.

 

مهر ماه سر جایش بود.

بله. ولی بعد از یک مدت گفتند مهر را به نمایشگاه صنعت آب داده ایم.

واقعا برگزاری نمایشگاه در فروردین ماه به لحاظ برگزارکننده یکی از سخت ترین سال ها بود.

 

فروردین ماه در زمان آقای زنوزی تصویب شد؟

خیر وقتی آقای مقاره آمدند. آقای زنوزی درخواست داده بودند. آقای مقاره سرپرست روابط عمومی و پیگیر کارها شدند.

آقای مقاره در زمان آقای زنوزی جانشین ایشان بودند. در واقع معاون ایشان بودند.

 

آقای مقاره از کجا آمده بودند؟

دیگر من کنکاش نکردم.

 

یعنی ایشان هم در دستگاه آقای نعمت زاده بودند؟

نه. ایشان فبلا در صدا و سیما بودند و احتمالا آشنایی ایشان با آقای زنوزی به صدا و سیما باز می گردد.

آقای مقاره خیلی قبل تر از من در پتروشیمی بودند سابقه ایشان خیلی بیشتر از من است. ایشان در دوره آقای جشنی هم بودند.

آقای مقاره حکم مدیریت نمایشگاه ایران پلاست را داشتند. آقای خلج هم دو سه ماه مانده به نمایشگاه به جمع تیم اضافه شد. یعنی نمایشگاه به ثمر رسیده بود.

 

برسیم به جنگ دعوای شما با تشکل ها؟

متاسفانه الان که فکر می کنم بهترین دوره ای بود که صنایع پایین دستی می توانست از آن استفاده کند.

 

واقعا راهی برای تغییر تایم نمایشگاه وجود نداشت؟

واقعا وجود نداشت. متاسفانه در شرکت سهامی نمایشگاه ها اینگونه است که دوست ندارند کسی دفترشان را ناراضی ترک کند. همه قول مساعدت می دادند. این قول مساعدت از طرف تشکل ها و رسانه های صنعتی اینگونه برداشت می شد که زمان نمایشگاه تغییر می کند.

 

خردادماه 94 جلسه ای گذاشتیم و اعلام کردیم که زمان نمایشگاه فروردین ماه است. با آقای مقاره هم خوب برخورد نکردند. شما هم در آن جلسه بودید.

در آن جلسه گفتند ما خودمان زمان نمایشگاه را تغییر می دهیم. آقای شعری مقدم هم به ما دستور دادند تا زمان نمایشگاه تعیین تکلیف نشده شما هم کاری انجام ندهید.

همه فعالیت های ما متوقف شد. از خرداد تا آخر مرداد هیچ کاری انجام ندادیم. در نهایت اوایل شهریور متوجه شدیم زمان نمایشگاه تغییر نمی کند.

که صراحتا اعلام شد تاریخ همین است.

انتظار این بود که بزرگان صنعت و تشکل ها منطقی با موضوع برخورد کنند. به جای هیاهو کمک کنند. زمان و مکان یک المان در نمایشگاه هست بارها خواهش کردیم بیایید دست به دست هم دهیم تا نمایشگاه به بهترین شکل برگزار شود.

اینها نه تنها کمک نکردند رفتند و هیاهو کردند. کار به مجلس کشیده شد. هر روز یک تنشی برای نمایشگاه به وجود آوردند.

 

چقدر غرفه خارجی فروختید؟

خیلی خوب بود. 5 ساللن خارجی داشتیم. 7500 متر حدودا خارجی ها حضور داشتند. ما 14 سالن ایرانی داشتیم. تعداد شرکت کنندگان خارجی ما 100 غرفه بیشتر از ایرانی ها بود.

آن زمان داخلی ها و خارجی ها خیلی از نمایشگاه راضی بودند.

 

چقدر درآمد داشت؟

درآمد خوبی داشت و هزینه ها هم بالا بود. مثلا گروه های تجار آورده بودیم که زمان آقای زنوزی این اتفاق نیافتاد.

تبلیغات خیلی بیشتر شد. نمایشگاه خیلی لاکچری برگزار شد. خیبلی اتفاقات خوبی افتاد. حیف واقعا حیف که این حواشی ها پیش آمد.

کاش بزرگان تشکل ها یا بزرگان صنعت کمک می کردند البته که نقش شما رسانه ها هم در اتفاقاتی که به وجود آمد تاثیرگذار بود.

 

به نظر شما آقای مقاره پختگی یک مدیر نمایشگاهی را داشت؟

آقای مقاره اولین سالی بود که نمایشگاه را برگزار می کرد. آقای مقاره واقعا اهل تعامل بود. ما آن سال آقای حزین و خانم کمیلی را در کنارمان داشتیم. نقش این دو نفر در مدیریت کردن نمایشگاه هم واقعا موثر بود.

 

با آقای زنوزی ارتباط داشتید؟

بله. من ایمیل می زدم و سووال می کردم. ایشان هم کمک می کرد.

 

هیچ وقت آقای شعری مقدم دخالتی داشت؟

ایشان در زمانی که کشمکش و تلاطم بین تشکل ها و ایران پلاست به وجود آمد دوستان را دعوت کردند و حرفهایشان را شنیدند. خیلی هم ما را نصیحت کردند که تا آنجایی که می توانید با تشکل ها همراه شوید.

من یادم هست یک بار به ما گفتند اگر شرکت ها ناراضی باشند اجازه نمی دهم در این تاریخ برگزار کنید. خودشان هم خیلی تلاش کردند تاریخ نمایشگاه عوض شود ولی نشد.

 

به آقای نعمت زاده هم کار کشیده شد؟

به آقای نعمت زاده نامه زدند ایشان هم نامه را به آقای اسفهبدی ارجاع دادند. بالا خره ایشان مدیر دارد.

 

در نمایشگاه امسال دستور وزیر باعث شد دو سالن 6 و 7 باز شود؟ آن زمان آقای نعمت زاده نمی توانست زمان نمایشگاه را به عنوان وزیر صنعت تغییر دهد؟

افراد با هم متفاوت هستند. شیوه های مدیبریتیشان فرق می کند. ربطی به اختیار ندارد.

 

از زمان آقای مقاره دیگر نمایشگاه سالانه شد

من از همان ابتدا مخالف بودم. یک نامه ای تشکل ها داده بودند که نمایشگاه سالانه شود. آقای شعری مقدم موافقت کرده بودند و هم ارجاع دادند.

ببینید همه نمایشگاه های سالیانه در ایران رو به افول است. برگزاری سال به سال نمایشگاه نه تنها خارجی ها بلکه تعدادی از مشتریان ایرانی را هم از نمایشگاه دور می کند. در تمام دنیا نمایشگاه ها ویترین نوآوری های یک شرکت است.

نمایشگاه K ، نمایشگاه میلان یا ... نمایشگاه دو سالانه یا سه سالانه است. اینکه ما هر سال کنار هم جمع شویم نتیجه همین افول می شود.

 

چاینا پلاس سالیانه است؟

آنجا چین است. جمعیت زیادی دارد. صنایع آن گسترده است. هیچ شرکت خارجی هم نرود خودشان دو سه هزار شرکت هستند. در مورد صنعت ایران نمی توانید این جور نگاه کنیبد.

 

نمایشگاه ایران پلاست در سال 97 دیگر تنشی نداشت. (یعنی یازدهمین دوره)

تشکل ها راهی را رفتند که نتیجه نگرفتند. برخی شان گفتند که نرفتنمان باعث ضرر شد. خودشان نتیجه گرفتند اگر نمایشگاه برگزار می شود با تمام قوا برویم.

آنها سالن خواستند و ما هم سالن دادیم. خصومتی با کسی نداشتیم.

 

هم به ماشین سازان سالن دادید هم به مستربچ سازان؟

بله. البته ما 50 درصد نمایشگاه را به شرکت های سال گذشته فروخته بودیم. این در تمام دنیا متداول است.

 

انجمن ماشین سازان منتفع شد؟

نه نفعی نبردند. پول اسپانسری را به مجری پرداخت کردند.

 

انجمن مستربچ؟

بله. سالن را به آنها واگذار کردیم. نمی دانم چه نفعی بردند ولی پول اسپانسری را به مجری پرداخت نکردند.

 

درآمدزایی نمایشگاه چگونه بود؟

نمی دانم چقدر بود. در نمایشگاه ایران پلاست درآمد نمایشگاه از بخش خارجی است. فقط ایران پلاست به شرکت سهامی نمایشگاه ها 500، 600 میلیون پول برق می دهد. (هر دوره)

درآمدی که از بخش داخلی به دست می آید کفاف برق نمایشگاه را هم نمی دهد. ما برای موکت سالن ها 150، 160 میلیون تومان پول پرداخت می کردیم.

مدیر نمایشگاه باید خرج و دخل نمایشگاه را تامین کند شرکت ملی صنایع پتروشیمی هیچ پرداختی به نمایشگاه ندارد.

 

هم با آقای زنوزی هم با آقای مقاره و هم آقای خلج کار کردید؟ کدام حرفه ای تر نمایشگاه را دنبال می کردند.

قطعا آقای زنوزی

 

بعد از ایشان؟

آقای مقاره. خیلی تقسیم بندی درستی شاید نباشد. بالاخره هر کدام ویژگی های خوبی دارند.

 

آقای مقاره یا آقای خلج کدام موفق تر در زمینه برگزاری نمایشگاه بودند؟

آقای مقاره. من با ایشان راحت تر کار می کردم.

 

چقدر غرفه گذار خارجی داشتید؟

یازدهمین دوره نمایشگاه ایران پلاست اوج حضور خارجی ها بود. حدود 9500 متر غرفه گذار خارجی داشتیم. اوج مشارکت کننده ها سال 96 بود.

 

چه شد که جدا شدید؟

من احساس کردم نمایشگاه رو به افول می رود.

 

چون رو به افول می رفت باید بیرون می آمدید؟

بله. من احساس می کردم نمی توانم دیگر کمک کنم. یکی از مشکلات بزرگ سالیانه برگزار شدن نمایشگاه بود. من احساس می کردم نظراتم با مجموعه نزدیک نیست.

من جور دیگری فکر می کردم نمایشگاه بهتر است برگزار شود آنها جور دیگری.

احساس می کردم حضورم مانع هماهنگی است. به خیر و خوشی از مجموعه شدم.

 

شما نیروی رسمی پتروشیمی بودید؟

نه قراردادی بودم.

 

الان نقدی به ایران پلاست دارید که حجم مشارکت کنندگان خارجی به شدت افت کرده است؟

ما دوره یازدهم را مهرماه تمام کردیم. تحریم های آمریکا فروردین ماه سال بعد یعنی سال 97 انجام شد.

شش ماه فرصت بود تکلیفمان را با خارجی ها مشخص کنیم.

زمانی بود (دوازدهمین دوره) که در ایران پلاست از دست رفت. قراردادها بسته نشد یا خوب بسته نشد. این باعث شد حضور خارجی ها خیلی افت کند.

ثبت نام داخلی ها هم خیلی دیر بود. دوره دوازدهم که تمام شد هیچ گونه فعالیت دیگری نبود تا به ایران پلاست سیزدهم برسیم.

باید ایران پلاست آسیب شناسی شود.

 

خارجی ها چرا کم شده است؟

قطعا به مسائل بین المللی است. وقتی کسی نمی تواند با ایران مراوده داشته باشد چه دلیلی دارد به نمایشگاه بیاید اما این به این معنی نیست که ما ابتکار عمل نداشته باشیم.

خیلی سریع می توانستیم اطلاع رسانی کنیم نه اینکه بعد از 8 ماه اطلاع رسانی شروع شود.

وقتی ما می دانیم شرایط  بین المللی بدتر می شود و مثلا مسه دوسلدورف دوباره با ما قرار داد نمی بندد ما خودمان با آن شرکت ها می توانستیم مذاکره کنیم. به آنها آفر خوب می دادیم.

زمانی که با آقای مقاره کار می کردیم با همکار ایتالیایی به مشکل خوردیم. اعلام کرد ما کار نمی کنیم. ما ایتالیا را از مسه دوسلدورف جدا کرده بودیم و قرارداد جداگانه ای داشتیم.

وقتی ایتالیا کار نکرد ما به مسه پیشنهاد دادیم آنها نپذیرفتند و گفتند خیلی حرفه ای نیست و ما با آنها روابط داریم.

 

اسوکوما پلاست (اتحادیه ماشین آلات ایتالیا) به شما چه گفته بود؟

یک ایمیل زدیم که شرکت ها را تا چه زمانی به ما معرفی می کنید . همه همکاران نمایشگاهی (ایجنت ها) جواب دادند اسوکوماپلاست جوابی نداد. دوباره ایمیل زدیم که تا فلان تاریخ به ما جواب دهید

خودشان مستقیم همکاری نکردند. خودم یک ایمیل به تمام شرکت های ایتالیایی زدم، آفر دادیم که آنها بیایند. آنها هم آمدند.

 

پس تشکل های خارجی هم مثل تشکل های خودمان هستند؟

دقیقا. می گفتند ما نمی خواستیم با اسوکوماپلاست باشیم.

کتار به جایی رسید که اگر اسوکوماپلاست مثلا نهایتا 120 متر به ما فضا می داد توانستیم خودمان 300 ، 400 متر به مشارکت کنندگان ایتالیایی فضا بدهیم.

حتی باز هم فضا می خواستند که ما فضایی نداشتیم.

 

جای درب داغونی هم به آنها دادید؟

نه جای درب داغونی نبود. اول سالن 38 را دادیم. تقاضا زیاد شد به سالن ماشین سازان داخلی آمدند.

 

یعنی اسوکوماپلاست را دور زدند؟

هر کسی خودش آمد. من می توانستم دست روی دست بگذارم که حالا 10 تا بیایند یا نیایند. ولی خودمان تلاش کردیم.

 

سال بعد تکلیف اسوکوما پلاست چه شد؟

در یازدهمین دوره نمایشگاه دیگر کل اروپا را با مسه دوسلدورف قرار داد بستیم.

 

یعنی در زمان مدیریت آقای خلج (یعنی امسال) خلاقیتی نداشته اند که انقدر خارجی ها حضور کمتری دارند؟

من تصورم این است. ما می توانیم جوری برخورد کنیم که کمتر آسیب ببینیم.

 

چرا می گفتم آقای زنوزی خلاقیت داشت؟ آقای زنوزی انقدر شور و هیجان به نمایشگاه داد تا نمایشگاه رونق گرفت. در دوره دوازدهم بازدیدکنندگان خیلی کم بودند.

در دوره قبل یعنی یازدهمین دوره هم اطلاع رسانی و تبلیغات ضعیف بود.

 

شما در سایت نمایشگاه که بروید 5 خبر نیست؟

شاید اتفاقی نیافتاده است. نمایشگاهی که دو وزیر برای افتتاحش می آمدند هیچ خبری ندارد. آقای زنوزی حسنش این بود که برای نمایشگاه جذابیت ایجاد می کرد.

در دوره آخری که من بودم هم همین تصورم بود که نمی توانیم جذابیتی ایجاد کنیم. جذابتی نبود که همه بیایند ببینند داخل نمایشگاه چه می گذرد.

در دوره یازدهم نمایشگاه شلوغ نبود.

 

آن دوره ای که شرکت ها نیامدند تحریم شد خیلی شلوغ شد آدم مرتب به بازدید کننده ها برخورد می کرد؟

بله. عید بود. باران بود اما بازدیدکننده زیاد بود. اطلاع رسانی و تبلیغات خیلی خوب بود. 90 درصد درآمد نمایشگاه خرج تبلیغات شد.

 

الان در اطلاع رسانی نمایشگاه کاری انجام نمی شود.

من دنبال نمی کنم تا جایی که دورآدور می بینم در اطلاع رسانی موفق نیستند. شاید واقعا در نمایشگاه قرار نیست اتفاقی بیافتد. شاید اتفاقی می افتد ولی آنقدر مهم نیست مطرح شود. یا شاید فکر می کنند چون نمایشگاه شناخته شده ای هست احتیاج به تبلیغات ندارد.

 

یک خاطره از ایران پلاست بگویید که با صنایع پایین دست هم مرتبط باشد

خیلی خاطرات زیادی دارم.

 

می خندید معلوم است یک نفر در ذهنتان هست.

بله یک نفر الان در ذهنم هست.

 

آقای...

نه.

 

آقای ...

نه

 

آقای ...

نه.

اسم نبرید من مجبور می شوم بگویم نه. ما ایرانی ها هنوز کار گروهی را به مفهوم واقعی یاد نگرفتیم. واقعا باید منافع جمع رعایت شود. برخی می خواستند بر سر مواد از NPC امتیاز بگیرند.

 

واقعا؟

بله. یکی دو بار گفته بودند. گفته بودند اگر در ایران پلاست حرفمان را به کرسی بنشانیم در بحث مواد هم می توانیم به نتیجه برسیم. قیاس مع الفارقی بود.

 

مدیران دولتی از نمایشگاه چه سهمی می برند.

هیچ.

 

یک ریال هم نمی برند.

نه ربطی ندارد.

 

دستمزد اضافی ندارند؟

جزو وظایفشان است. هیچ دستمزد اضافی ندارد.

 

یعنی درآمد نمایشگاه یک ریال یا یک میلیارد باشد برای مدیر فرق نمی کند؟

هیچ فرقی نمی کند.

 

خب خیلی بد است.

کارانه نمی گیرند. مثلا شاید مدیرعامل 10 روز حقوق اضافی در نظر بگیرد که یکی دو تومن می شود. چیز خاصی نیست.

اگر هم نمایشگاه بد باشد از جیب مدیر کم نمی کنند.

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top