جایگاه خطیر صنعت پتروشیمی در کشور در کنار تکمیل زنجیره ارزش افزوده در صورت استفاده بهینه از ظرفیت‌ها می‌تواند افزایش تولید ناخالص داخلی، حداکثرسازی اشتغال، تقویت جایگاه ایران به‌عنوان یک کشور صادرکننده قدرتمند صنایع تبدیلی در منطقه و همچنین ایجاد یک بازار مصرف دائمی برای صنایع بزرگ بالادستی را فراهم ‌آورد. با توجه به اهمیت صنایع پلاستیک که بخش بزرگی از صنایع تکمیلی محصولات پتروشیمی را نمایندگی می‌کند، مصاحبه‌ای با مهندس متوسلیان، رئیس هیات مدیره انجمن ملی پلاستیک ترتیب داده شد که در ادامه آمده است.



عباسعلی متوسلیان رییس هیات مدیره انجمن ملی صنایع پلاستیک


سایت خبری صنایع پلیمر (پپنا): جایگاه خطیر صنعت پتروشیمی در کشور در کنار تکمیل زنجیره ارزش افزوده در صورت استفاده بهینه از ظرفیت‌ها می‌تواند افزایش تولید ناخالص داخلی، حداکثرسازی اشتغال، تقویت جایگاه ایران به‌عنوان یک کشور صادرکننده قدرتمند صنایع تبدیلی در منطقه و همچنین ایجاد یک بازار مصرف دائمی برای صنایع بزرگ بالادستی را فراهم ‌آورد. با توجه به اهمیت صنایع پلاستیک که بخش بزرگی از صنایع تکمیلی محصولات پتروشیمی را نمایندگی می‌کند، مصاحبه‌ای با مهندس متوسلیان، رئیس هیات مدیره انجمن ملی پلاستیک ترتیب داده شد که در ادامه آمده است.

برای بازبینی و اصلاح سامانه بهین‌یاب. با توجه به بار مالی، گستردگی و پراکندگی تولیدکنندگان این صنعت، موضع رسمی این انجمن در این خصوص چیست؟
در ابتدا باید گفت که از نظر محل توزیع صحیح برای صنعت پلاستیک در کشور، فقر وجود داشته، چون پایگاه‌های قدرتمند، علمی و متداولی همچون کشورهای پیشرفته وجود ندارد؛ بنابراین باید به روش‌های موجود و شاید غیرحرفه‌ای فعلی اتکا کنیم. اگر بر اساس تصمیم دولت قرار است مرجع توزیع مواد اولیه، بورس کالا باشد آمادگی کامل داریم تا روش‌های آن را اصلاح کنیم.


به نظر شما چگونه می‌توان این وضعیت را اصلاح کرد؟

واحدهایی که مربوط به هر تشکلی است به‌خصوص واحدهای زیرمجموعه انجمن ملی پلاستیک که گروه‌ها، صنف‌ها و صنایع مختلف و گسترده‌ای را نمایندگی می‌کند را به سادگی می‌توان ارزیابی کرد به گونه‌ای که مصرف برق، تعداد پرسنل شاغل، میزان پرداخت مالیات بر ارزش افزوده و بسیاری موارد دیگر می‌تواند ویژگی‌های واقعی این صنایع را با محوریت نیاز به مواد اولیه شفاف‌سازی کند. البته این عزم و توانمندی در انجمن ملی پلاستیک وجود دارد منوط به اینکه گزینه بورس کالا انتخاب شده باشد.
از طرفی باید پذیرفت که ساز و کار بورس کالا هم‌اکنون شفاف‌ترین گزینه پیش روی معاملات است و شاید گزینه جانبی یا آلترناتیو بالفعلی هم‌اکنون وجود نداشته باشد پس به شرط اینکه ملزومات این ساز‌و‌کار شفاف را نیز برایش مهیا کنیم قطعا به نفع صنایع تکمیلی است. تعدد عرضه‌کنندگان، ورود عرضه‌کنندگان خارجی و شفافیت بیشتر را می‌توان بخش‌هایی از این ملزومات برشمرد.
البته ضرورت حضور تعاونی‌ها در سامانه بهین‌یاب برای خرید تجمیعی واحدهای کوچک‌تر، ضرورت کنترل مداوم ماهیانه تولید، فروش و صادرات در مقایسه با عرضه‌های بورس کالا، ضرورت تضمین مالی و کیفی محصولات مورد معامله در بورس کالا برای طرفین از مواردی است که باید بیش از پیش به آن توجه کرد. همچنین نیاز به حمایت‌های اعتباری با کارمزد معقول، ضرورت اصلاح قیمت‌های پایه از طرف شرکت ملی صنایع پتروشیمی در زمان کاهش و یا افزایش قیمت‌های جهانی، نیاز به مدیریت گرید تولیدات بر اساس نیاز روز کشور و... مواردی است که باید به دقت بررسی شوند.


با فرض دستیابی به توافق جامع هسته‌ای و رفع تحریم‌ها چه آینده‌ای پیش روی صنایع پایین‌دستی خواهد بود؟
در صورتی که تحریم‌ها به‌صورت کامل برطرف شود، آینده به نفع صنایعی تغییر وضعیت خواهد داد که از مدیریت کارآمد، علمی و دارای منابع انسانی تربیت‌شده و متخصص برخوردار باشند. به‌عنوان مثال واحدهایی را که در سال‌های اخیر در کشور تولیدات خود را با جهت‌گیری بازارهای صادراتی تنظیم کرده‌اند یا آن دسته از واحدهایی که محصولات آنها تامین‌کننده نیاز ارگان‌های دولتی یا ملزم به تامین کالاهای استاندارد بوده‌اند باید در این زمره واحدها دسته‌بندی کرد.


به نظر شما با فرض برداشته شدن تحریم‌ها چه آینده‌ای پیش روی شرکت‌های پتروشیمی و مخصوصا عرضه محصولات در بازار داخلی خواهد بود؟
در صورت برداشته شدن تحریم‌ها قطعا پتروشیمی‌ها اجبار به اصلاح و بهسازی کیفیت تولیدات خود دارند و موظف خواهند بود محصولات تحویلی خود را بر‌اساس کیفیت‌ها و استانداردهای داخلی و بین‌المللی بر اساس دیتا شیت تحویل بدهند.

برای مصرف‌کنندگان هم حق انتخاب بیشتر و بهتری پدید می‌آید زیرا بر اساس مکانیزم بازار، پتروشیمی‌ها موظف خواهند شد تا قیمت‌های پیشنهادی خود را بر‌اساس رقابت با تولیدکنندگان منطقه‌ای یا بین‌المللی تعیین کنند. این موارد باعث می‌شود عرضه‌کنندگان اصلی ملزم شوند گزینه‌های حمایتی بیشتری را برای خریداران لحاظ کنند؛ مثلا خرید اعتباری با سود معقول و منطقی می‌تواند گام صحیح و اولیه در این خصوص باشد. از سویی مطلوبیت قراردادهای بلند‌مدت برای تامین‌کنندگان و مصرف‌کنندگان هم می‌تواند نقطه قوت بزرگی باشد.


در صورت برداشته شدن تحریم‌ها وضعیت بازار فروش صنایع پایین‌دستی در داخل چگونه خواهد شد؟
قطعا بازار فروش حساسیت بیشتری پیدا می‌کند زیرا رقابت واحدهای تولیدی با مشتریانشان به حداقل می‌رسد. البته منظور از رقابت با مصرف‌کنندگان افزایش کیفیت تولیدات، توجه بیشتر به خدمات پس از فروش و پیشنهاد قیمت‌های پایین‌تر است زیرا تولیدکنندگان داخلی باید بتوانند با کالاهای خارجی رقابت کنند.


برداشته شدن تحریم‌ها با کاهش قیمت دلار همراه خواهد بود. وضعیت پیش رو را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در این مورد بحث‌های متعددی صورت گرفته و ما هم توجه خاصی به این موارد داریم. با کاهش قیمت دلار ممکن است بسیاری از واحدهای صادرکننده با مشکل مواجه بشوند زیرا قطعا از جذابیت صادرات کاسته خواهد شد و ممکن است شاهد واگذاری بسیاری از بازارهای موجود به رقبا باشیم.

البته این همه ماجرا نیست و گزینه‌های جانبی مختلفی را می‌توان در دستور کار قرار داد که به ذکر دو مورد آن اشاره می‌کنم. به‌عنوان مثال با کاهش قیمت دلار و رفع بسیاری از محدودیت‌ها می‌توان هم به کاهش قیمت مواد اولیه و هم افزایش کیفیت و تنوع آنها امیدوار بود که البته مدیریت تولید و اصلاح فرآیندها را نیز باید در دستور کار قرار داد که در این صورت کالاهای صادراتی ما هم افزایش کیفیت و هم کاهش قیمت تمام‌شده را به نسبت شرایط فعلی تجربه خواهند کرد.

نکته دیگر قراردادهای تجاری دو‌جانبه و چند‌جانبه است که می‌تواند به وضع تعرفه‌های ترجیحی یا لغو عوارض واردات به کشورهای طرف قرارداد منتهی شود. به‌عنوان مثال هم اکنون ترکیه با بسیاری از کشورها این قبیل قراردادها را وضع کرده که ایران هم جزو این کشورها است. البته ترکیه با عراق هم چنین قراردادی دارد که باعث شده تا کالاهای ترکیه بدون پرداخت عوارض یا تعرفه وارد کشور عراق شود. این اتفاق به ظاهر ساده باعث شده تا قیمت تمام‌شده کالاهای ترکیه در بازار عراق پایین‌تر از کالاهای ایرانی باشد.

در صورت وضع چنین قراردادهایی بین ایران و کشورهای دارای بازارهای هدف قطعا قیمت تمام‌شده بسیاری از تولیدات ما در بازارهای صادراتی به نسبت سایر کشورها کاهش خواهد یافت که این موارد شاید تاثیر کاهش قیمت دلار را بر جذابیت صادرات از بین ببرد. با توجه به این موارد باید وزارت امور خارجه و مخصوصا وزارت صنعت، معدن و تجارت پیگیری‌های بیشتری را در دستور کار قرار دهند زیرا منافع این قبیل اقدامات مخصوصا برای بازارهایی همچون عراق به دلیل مناسبات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بسیار بیشتر از مضرات آن خواهد بود.
نکته دیگری که می‌تواند در این بین موثر باشد استفاده از مزیت‌های جغرافیایی و منطقه‌ای است.

به‌عنوان مثال آمارهای رسمی نشان می‌دهد حجم صادرات به کشورهایی همچون پاکستان در حال افزایش است بنابراین مزیت‌های موجود در کشورهای شرقی را باید بیش از پیش مورد توجه قرار داد زیرا فاصله جغرافیایی بین ترکیه یا چین به‌عنوان رقبای قدرتمند ما می‌تواند مزیت بزرگی برای خودنمایی قدرتمند در کشورهای شرقی ما به شمار بیاید که جایگاه رایزنی‌های اقتصادی را در چارچوب مناسبات منطقه‌ای بیش از گذشته پر‌اهمیت جلوه می‌دهد.



Go to top